تبليغاتX
بانوی شبنم پوش - چتر برای چه ؟ خیال که خیس نمی شود .
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است

 

گروه فرهنگ و هنر – حسن گوهر پور : محمد علی بهمنی ، متولد ۱۳۲۱ دزفول است . بوی جنوب و مشخصه های بومی سرزمین مادریش همیشه در همه ی شعرهای تغزلی او نمایان بوده است . محمد علی بهمنی هم اکنون در بندرعباس زندگی می کند . از او تا کنون مجموعه هایی چون " باغ لاله " ۱۳۵۰ ، " در بی وزنی " ۱۳۵۱ "  ، عامیانه ها " ۱۳۵۵ ، " گیسو ، کلاه ، کفتر" ۱۳۵۶ ، " گاهی دلم برای خودم تنگ می شود " ۱۳۶۹ ، " شاعر شنیدنی ست " ۱۳۷۷ ، " امانم بده " ۱۳۸۰ ، و " این خانه واژه های نسوزی دارد " منتشر شده است .

 

جدیدترین مجموعه ی اشعارمحمد علی بهمنی " چتر برای چه ؟ خیال که خیس نمی شود " است که به تازگی از طرف انتشارات دارینوش منتشرشده است . در همین زمینه با وی گفت و گوی کوتاهی کرده ایم که می خوانید :

 

آقای بهمنی ، مجموعه ی چتر برای چه ؟ خیال که خیس نمی شود ، محصول چه سال هایی است ؟

شعرهای بعد از کتاب " این خانه واژه های نسوزی دارد " را در این کتاب آورده ام . یعنی حدود دو سال شعر نوشتن است به اضافه ی مدتی که کتاب در انتظار مجوز بود . فکر می کردم کتاب به نمایشگاه کتاب سال 85 برسد که به نمایشگاه کتاب سال 86 رسید .

 

هنوز عده ای شما را با همان فضاهای مجموعه ی " گاهی دلم برای خودم تنگ می شود " می شناسند ، آیا در این مجموعه هم چنین فضایی حاکم است ؟

خوب حس من دیگر معلوم است ، در واقع جز تغزل کار دیگری بلد نیستم . شعرهای من عاشقانه و اجتماعی است که در این مجموعه شکل اجتماعی آن و تفکر غالب بر آن قدرتمند تر است .

 

از شما قالب های مختلفی شعر دیده ایم ، اما بیشتر شما را یک غزلسرا می پندارند . به نظرتان اشعار شما در بستر جدیدش به بالندگی رسیده است ؟

در هر اتفاقی که برای ادبیات و شعر ما می افتد ، یک ضرورت تاریخی و زبانی می بینیم . . همان طور که من کار نیما را فقط تغییر قالب نمی دانم ، بلکه ویژگی های دیگر شعر از جمله زیبایی شناسی آن هم تغییر کرده است . غزل هم مانند هر قالب دیگر شکل تولدی را دارد که شما به آن دعوت می شوید .

بنابراین می توانید خودتان حضور پیدا نکنید . به نظرم جوهره ای ماندگار در غزل وجود دارد که باید به آن توجه کنیم . و همین جوهر ماندگار موجب شده است هر بار در شرایط مختلف تاریخی این قالب در حاشیه مانده دوباره متولد شود .

 

درباره ی نامگذاری غزل با پسوند های تازه چه نظری دارید ؟

عموما با نامگذاری هایی که روی اتفاقاتی که در شعر می افتد ، زیاد موافق نیستیم . حتی گاهی گذشته ی شعر ما را در این نامگذاری ها نادیده گرفته می شود ، به شکلی که انگار شعر ما در گذشته هیچ حرکتی نداشته و تازه امروز می خواهید به بالندگی برسد .

 

یکی از این نام ها ، غزل پست مدرن است .

بله ، مثلا برای غزل پست مدرن باید شرایط پست مدرن را در شعرهایمان ارائه کنیم ، در صورتی که هنر ما هنوز از دوران عبور نکرده است .

 

منبع:روزنامه ایران

 

دریا شده است خواهر و من هم برادرش

شاعرتر از همیشه نشستم برابرش

 

خواهر سلام ! با غزلی نیمه آمدم

تا با شما قشنگ شود نیم دیگرش

 

خواهر ! زمان زمان برادر کشی ست باز

شاید به گوش ها نرسد بیت آخرش

 

می خواهم  اعتراف کنم : هر غزل که ما

با هم سروده ایم ، جهان کرده از برش

 

با خود مرا ببر که نپوسد در این سکون

- شعری - که دوست داشتی از خود رهاترش

 

دریا سکوت کرده و من حرف می زنم

حس می کنم که راه نبردم به باورش

 

دریا ! منم - همو که به تعداد موج هات

با هر غروب خورده بر این صخره ها سرش

 

هم او که دل زده است به اعماق و کوسه ها

خون می خورند از رگ های در خون شناورش

 

خواهر ! برادر تو کم از ماهیان که نیست

خرچنگ ها مخواه بریسند پیکرش

 

دریا سکوت کرده و من بغض کرده ام

بغض برادرانه ای از قهر خواهرش

 

از اشعار این مجموعه ( چتر برای چه ؟ خیال که خیس نمی شود )

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 23:17  توسط گندم  | 

 
>..:: ناصریا ::..