|
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
|
امشب یک سال ست که تو نیستی
پوپک گلدره دختری که رتبه ی 54 کنکور دانشگاه سراسری را از آن خود کرد و در هشتم مرداد ماه سال 1350 به دنیا آمد ، در شب تولد رسول اکرم (ص) در 27 فروردین ماه سال 1385در حالی که 34 سال و هشت ماه سن داشت ، دارفانی را وداع گفت .
پدرش می گوید : (( شاید برایتان جالب باشد بدانید که پوپک عاشق ماهی سیاه بود ، او در کودکی کتاب ماهی سیاه کوچولو را می خواند تا جایی که کتاب را حفظ می کرد ، ما هر گاه می خواستیم در این ایام ماهی بخریم ، به من ، مادرش یا خواهر بزرگترش می گفت : چرا همیشه باید ماهی های قرمز برای تنگ بخریم ؟ این ماهی های سیاه مگر چه گناهی دارند ؟
از این رو ما همیشه دو ماهی می خریدیم ، یک ماهی سیاه و یک ماهی قرمز ، زمانی هم که یکی شان می مرد ، پوپک می گفت : یا آن ماهی را آزاد کنید یا یک همدم دیگر برایش تهیه کنید .
پارسال نوروز ، پوپک در بیمارستان مهر به سر می برد و طرفدارانش برای او یک سفره ی هفت سین تدارک دیده بودند ، من پس از آن نوروز تنگ ماهی آن هفت سین را به خانه آوردم و تا به امروز این ماهی زنده است .
همان طور که می دانید این ماهی ها خیلی زود می میرند ، اما به هر حال حکمت خداوند است دیگر ، این ماهی همچنان زنده است )).
پدر در ادامه می گوید : مهناز نصیری یکی از طرفداران او قطعه ای برای پوپک سروده است :
(( باور نمی کنیم ، رفته ای . زیرا که همچنان عطر خوش حضور تو را در کنار خویش احساس می کنیم ))
یا دختر 19 ساله ای به نام آزاده چراغی که در مجیدیه زندگی می کند ، شعری برای پوپک سرود که خانواده آن شعر را بر روی سنگ قبر پوپک نوشتند :
(( دریا طوفانی می شود ، آرام می گیرد ، اما هرگز نمی میرد ))
پدر می گوید : مادر پوپک همیشه یک شعر از سعدی برای دلتنگی های پوپک زمزمه می کند :
رفتی و همچنان به خیال من اندری
گویی که در مقابل چشمم مصوری
فکرم به منتهای جمالت نمی رسد
که از هر چه در خیال من می آید نکوتری