|
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
|
محمدعلی بهمنی در فروردین سال ۱۳۲۱ در شهر دزفول به دنیا آمد. شعر بهمنی نیز البته شاید با خود او متولد شده باشد، گرچه بسیاری بر این عقیدهاند که غزلهای او وامدار سبک و سیاق نیماست. نخستین شعر بهمنی در سال ۱۳۳۰، یعنی زمانی که او تنها ۹ سال داشت، به چاپ رسید . وی در سال ۱۳۷۸ موفق به دریافت "تندیس خورشید مهر" به عنوان برترین غزلسرای ایران گردید.
"باغ لال"، "در بیوزنی"، "عامیانهها" ، " گاهی دلم برای خودم تنگ میشود"، "غزل"، "عشق است"، "امانم بده"، "شاعر شنیدنی است" ، " گیسو ، کلاه ، کفتر " ، " نیستان " ، " کاسه ی آب دیوژن " و "این خانه واژههای نسوز دارد" ازجمله مجموعههای شعر منتشرشدهی او هستند.
محمدعلی بهمنی و یک بغل غزل جدید
به همراه انتشار یک مجموعه ترانه جدید، محمدعلی بهمنی پنجمین مجموعه غزلش را منتشر میکند
به گزارش ایسنا، این مجموعه شامل 80 غزل، پس از انتشار مجموعه "چتر برای چه؟ خیال که خیس نمیشود" منتشر خواهد شد.
بهمنی هنوز نامی برای مجموعه جدید غزلهایش انتخاب نکرده، اما شعرهای آن در قالب کتابی برای انتشار آماده است. همچنین مجموعهای از ترانههای این شاعر نیز که تاکنون پخش نشده، بهزودی منتشر خواهد شد.
این مجموعه شامل یکصد و 12 ترانه است که به گفته بهمنی، در آن از زبان محاوره و شکسته استفاده نشده و تصنیفهایی است که به زبان فاخر ما برگشته است. این مجموعه شامل 70 غزل و 33 شعر آزاد است که بهمنی در توضیحی درباره انتشار آن یادآور شد: تغییر و تحولات بهوجودآمده باعث شد انتشار این اثر به تعویق بیفتد، چراکه قرار است کتاب همزمان با لوح فشرده و کاست شعرهای مجموعه با صدای پرویز پرستویی منتشر شود و از آنجا که کار اخذ مجوز کاست و لوح فشرده طول کشید، انتشار آن به طور کلی به تعویق افتاد.
منبع : www.ketabnews.com
fa.wikipedia.org
من سعی خودمو کردم ولی متاسفانه نتونستم بفهمم که ایشون توی چه روزی از ماه فروردین متولد شدن . در ضمن مثل این که ایشون همشهری ما هستن
. آخه توی دزفول متولد شدن . شایدم اصلیتشون بندری باشه . من از همین جا تولدشونو تبریک می گم .
امیدوارم هر چه زودتر کتاب جدیدشون منتشر بشه .
خودت را گول نزن
- شصت سالگی - !
در عصر ارتباطات که نمی توان حسود بود
شاید
هی
خط روی خط می افتد
شاید مثل خودت که
هی
تاریخ تولدت را اشتباه می گیری
هی
اشتباه گرفته می شود
تقصیر سرویس ویژه ی انتظار هم هست
که هی
وسط دوستت دارم ها
ق...ار می کشد
و حواست را
تا کلاغ های خبر چین پرت می کند
- آنگاه که
هی
از شمارششان کلافه می شدی
و... کودک تر از آن بودی که
به پر تابی
فرارشان دهی
مثل حالا که
هی
پیرتر از آنی که ...
شاید هم
گوش خود توست که
هی
زنگ می زند
یادت هست ؟
گوش ات که
هی
زنگ می زد
مادر می گفت :
(( کسی داره پشت سرت غیبت می کنه ))
و تو
هی
پشت سرت را دید می زدی
و اسم ها را
یکی
یکی
از ذهنت پاک می کردی
حالا هم
به همان ، یا به همین سادگی
زنگ ها قطع خواهند شد
(( محمد علی بهمنی ))
