|
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
|
کسی باورش نمی شد اما این حقیقت داشت .
او نیز رفته بود و صدایش را در حنجره ی مخملی اش به خواب فرو برده بود .
کسی که می توانست دل ها را بلرزاند آن شب دلش از تپیدن ایستاده بود و نبضی که نمی زد و واژه ای که خوانده نمی شد !...
چه غم انگیز بود رفتنت میان سکوت ملودی و احساس و ترانه ...
چه غم انگیز بود باور (( خداحافظ )) در نگاه عاشقانه ی خالق ناصریا !
ای کاش خواب می دیدیم نبودن ناصر عبداللهی را ...
ای کاش ...
منبع :مجله ی خانواده