|
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
|
اوْل / فروردين / 1356 ساعت هشت و ده دقيقه ي صبح
بالهايي بر شانه هايش روييد كه پروانگي اش رو دامن زد
و چنين شد كه از پيله زار ِ عدم به آيينه خانه ي وجود پر گشود.
مجرد ، خانه اي بي آسمانه اي دارد و در تنهايي هايش كبوتري زمزمه نمي كند.
در رشته هاي الهيات و هنر تحصيل مي كند و مطالعاتش بيشتر پيرامون رشته هاي تحصيلي و دلبستگي هايش مي باشد
در خلوتش زمزمه ي گيتار با سكوت غم انگيز شاعرانه اش مضراب در مضراب و پنجه در پنجه جاريست.
هنر ترانه سُرايي را نغمه هاي آفرينش مي داند و آن را در تمام كائنات جاري مي بيند
چه به صورت آواز از حنجره ي قناري و چه به شكل موهوم حباب از دهان ماهي كه گونه هايي از تنفس اند بر زيستن.
اولين مشق هاي او در كتاب نيمه ي تو به عرصه ي ظهور رسيده اند.
و اكنون نزديك به { 300 - سيصد } ترانه ي به حنجره سپرده (در داخل و خارج از ايران) دارد با صدا و تلاش دوستاني نظير :
امير قدياني ، فرزاد فرومند ، مهرداد نصرتي ، رضا صادقي ، مجيد رضازاده
محسن چاووشي ، ساسان جماليان ، ياسر محمودي ، علي ثابت ، پوريا پيرزاد
امير چهربخش ، البرز موسي پور، محسن حسيني ، مصطفي سيادت ، ياسر رشادي
امير آمين ، فريدون بيگدلي ، محسن فرهي ، ايمان رضايي ، پيمان رسولي ، اشکان چنگيزي
مصطفي نصرالهي ، حسين معصومي ، انوشيروان تقوي ، احسان کارآموز ، ناصر عبداالهي
راد ، آرش پويا ، مجتبي کبيري ، احمد ياسر ، دکتر شهاب ، کسري ، آرين
محمد قاضي زاده ، محمدرضا کوهستاني ، سعيد پور سعيد ، رضا جعفري ، فرخ اعتمادي
شهرام ، پيمان رشيدنيا ، مهرزاد اصفهانپور ، مهرداد توکلي ، داوود ، راميتن ، پيمان طالبيان
مجيد بابا مرادي ، پرهام ، بهروز ، سهيل شيرازي ، رضا رشيدپور ، محسن غلامي
بهنام موسي پور، سهيل سهيلي ، علي آذري ، حسين کاري ، دانيال ، محمود کشتي
محمد سادات ، امير بيگي ، ساسان عليجاني ، سياوش کاظمي ، مهدي روستايي
مجيد آتش طينت ،رحمان آذري ، محمدعلي فولادي ، رسولي ، پيام ، اسحاق احمدي
علي قاهري ، بهروز صادقي ، آرش دائمي ، عليرضا فرهمند ، جعفر قلي زاده
مهدي ميرحيدري ، دي جي دني ، صادق آهنگران ، علي نورايي ، رضا رحيم زاده
نيما سهراب نيا ، سيد محمد جواد حسيني ، دالايي ، رضا نويدي ، دارابي
خانوم ها مريم دي جي (محشر) ، شهرزاد ، ليلا ، مينا ، دنيا ، گيوا نيوشا آريانا ...
این شعر نوشته ی شایا تجلی هست به نام دختر ماه اسفند . از ایشون اجازه گرفتم که این شعر رو توی وبلاگ بذارم . و ازشون تشکر می کنم که قبول کردن :
دختر ماه اسفند
نازنين ِ شعر هاي خوانده و نخوانده ام !
ببين كه كوچه هاي شب
تو را سكوت مي كند
مگر تو غير ِنام ِنازنين ِخود
_ بر زبان من _
نام ديگري شنيده اي ؟
تولدت مبارك
دختر روزگار من
دختر ماه اسفند ، پري اشك و لبخند
آيينه ي پرستش ، قداست يه سوگند
نقاشي قشنگه ، دستاي آفرينش
واي كه چه چيزي چيده ! دستاي خوشه چينش
تو باغ سبز چشمات ، شعله جوونه كرده
خورشيد تن طلايي ، پيش تو سيب زرده
آدمكاي برفي ، مي ترسن از نگاهت
ستاره ها مي سوزن ، تو چشماي سياهت
تو اومدي و بازم ، جاده تو رُ قدم زد
لالايي قدمهات ، خواب گل بهم زد
كتاب تولدت مبارك
ص ۳۸