تبليغاتX
بانوی شبنم پوش
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
خدایا...

تو چه بی منت کنار من هستی و

من ،

چه بی پروا ، از تو دورم ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 12:42  توسط گندم  | 

بهار بی تو مرا چون خزانی از درد است
فضای کوچه ی دلتنگ خاطرم سرد است

همیشه بی تو دلم های های غم دارد
و برگ برگ درختان باورم زرد است

دل غریب من آن ساقه ی شکسته ی عشق
پس از تو با غربت چه خوب خو کرده ست



کجاست دست تو تا رام سازد این دل را
دلی که بعد تو بی آشیان و ولگرد است


تمام زندگی من فدای چشمانت
کاش می دانستی روزگار با من چه نامرد است...

 

منبع : http://khalvatgham.blogfa.com/

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 13:40  توسط گندم  | 

 
>..:: ناصریا ::..